جنگ تحمیلی

آغاز تهاجم دشمن

صدام حسين در تاريخ 26/ 6/ 59 با حضور در جلسه فوق العاده مجلس ملي عراق قرارداد مرزي ششم مارس 1975 بين ايران و عراق ، موسوم به " قرارداد الجزاير " را كه خود شخصاً آنرا امضاء كرده بود بطور يك جانبه لغو و اعلام كرد :
" ( من‌ ) در برابر شما اعلام مي كنم كه ما قرارداد ششم مارس 1975 الجزاير را كاملاً ملغي مي دانيم و شوراي فرماندهي انقلاب ، تصميم خود را در اين زمينه اتخاذ خواهد كرد . "

مجلس ملي عراق نيز در يك جلسه فرمايشي فوق العاده در همان شب تصميم شوراي فرماندهي انقلاب عراق را مورد تأييد قرار داده ، در پايان جلسه خود طي پيامي براي صدام حسين اعلام داشت :

" تصميم شوراي فرماندهي مبين اراده مردم عراق دائر بر رد كهنه پرستي و مقابله با تجاوز مي باشد " .

و بالاخره رژيم عراق عليرغم اعلام تعهد نسبت به مفاد منشور ملل متحدو بر خلاف بند يك ماده 33 اين منشور در مورد عدم توسل به زور و مراجعه به راه هاي مسالمت آميز در هنگام اختلاف بين دولت ها در روز 31 شهريور ماه طي يك حمله ي گسترده در جبهه اي بطول بيش از 1300 كيلومتر به خاك ميهن اسلامي ايران تجاوز و در جنوب تا نزديكي شهر اهواز پيشروي نمود .

در اين حمله ي گسترده شهرهاي بسياري از جمله خرمشهر ،‌ قصر شيرين ، هويزه ، موسيان ، سومار ، خسروي ، ازگله ، گيلان غرب ، آبادان ، بستان ، مهران ، سوسنگرد ، شوش ، نفت شهر يا صد درصد ويران گشت و يا آسيب كلي ديد .

همچنين بيش از 1300 روستا در مناطق تحت اشغال دشمن ويران گشت كه از جمله آنها : 365 روستاي عرب نشين خوزستان بود كه اهالي آنها نيز به گروگان گرفته شد .

بدين ترتيب در تاريخ 31/6/59 جنگي تمام عيار آغاز شد كه دريك سوي آن نظامي استبدادي و مبتني به زور قرار داشت و در سوي ديگر آن حكومتي مردمي .

در يك سوي آن مردمي كه هيچ تمايلي به جنگ نداشتند و به زور روانه جبهه هاي جنگ شده اند و در سوي ديگر مردمي كه بر تن فرزندان خود كفن مي پوشاندند و آنها را آماده دفاع از اسلام و ميهن اسلامي خويش مي ساختند.

در يك سو حكومتي كه نظاميان آن گروه ، گروه خود را تسليم جبهه مقابل مي كردند و يا در هنگام فرار از جبهه جنگ توسط فرماندهان خود اعدام مي شدند و در سوي ديگر سالخوردگان و نوجوانان كه عاشق شهادت بودند و داوطلبانه به جبهه ها روي مي آوردند .

رژيم عراق با دريافت اطلاعات خود از عوامل ضد انقلاب داخلي و دستگاه هاي جاسوسي به مدت بيست ماه پس از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي به توطئه چيني و تهيه مقدمات جنگ پرداخت تا سرانجام در 31 شهريور ماه 1359 حمله گسترده خود را به خاك جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد و قسمت وسيعي از اراضي نواحي غربي و جنوبي ايران را به تصرف خود در آورد

در اين مدت بيست ماهه زمينه سازي جنگ ، رژيم عراق با حمايت از ضد انقلاب داخلي تلاش مي كرد كه حكومت مركزي جمهوري اسلامي ايران را تضعيف نمايد و اقليت هاي قومي و زباني ايران را عليه حكومت مركزي تحريك كند . رژيم عراق خوزستان را عربستان ناميد و علناً نقشه هايي چاپ كرد كه در آن خوزستان ، عربستان ناميده شده و به عنوان بخشي از خاك عراق قلمداد شده بود .در يك سو حكومتي كه نظاميان آن گروه ، گروه خود را تسليم جبهه مقابل مي كردند و يا در هنگام فرار از جبهه جنگ توسط فرماندهان خود اعدام مي شدند و در سوي ديگر سالخوردگان و نوجوانان كه عاشق شهادت بودند و داوطلبانه به جبهه ها روي مي آوردند .

رژيم عراق با دريافت اطلاعات خود از عوامل ضد انقلاب داخلي و دستگاه هاي جاسوسي به مدت بيست ماه پس از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي به توطئه چيني و تهيه مقدمات جنگ پرداخت تا سرانجام در 31 شهريور ماه 1359 حمله گسترده خود را به خاك جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد و قسمت وسيعي از اراضي نواحي غربي و جنوبي ايران را به تصرف خود در آورد .

در اين مدت بيست ماهه زمينه سازي جنگ ، رژيم عراق با حمايت از ضد انقلاب داخلي تلاش مي كرد كه حكومت مركزي جمهوري اسلامي ايران را تضعيف نمايد و اقليت هاي قومي و زباني ايران را عليه حكومت مركزي تحريك كند . رژيم عراق خوزستان را عربستان ناميد و علناً نقشه هايي چاپ كرد كه در آن خوزستان ، عربستان ناميده شده و به عنوان بخشي از خاك عراق قلمداد شده بود .

مقامات اين رژيم نيز بارها اعلام كردند كه آمادگي دارند به هر حركت تجزيه طلبانه اي كمك كنند و ايران را به ملت هاي كوچكي تقسيم نمايند ، از جمله صدام حسين در تاريخ 24 اسفند ماه 1359 اعلام كرد : ( عراق‌ ) آماده است هرگونه كمك ، منجمله اسلحه گرم در اختيار گروه هاي مخالف ايراني بگذارد ، عراق ديگر مايل نيست كه ببيند ايران وحدت خود را حفظ مي كند . و يا سعدون حمادي وزير خارجه وقت عراق در تاريخ 16 فروردين ماه 1360 گفت : " مراجع مشخص مشغول بحث درمورد تجزيه جغرافيائي ايران مي باشند " .

رژيم عراق علاوه بر تحريك اقليت هاي قومي و زباني ايران و حمايت از ضد انقلاب از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي ، در نواحي مرزي نيز عملاً دست به حملات و تحريكات مكرر زد ، بطوريكه تا 31 شهريور ماه 1359 جمعاً 636 مورد از تجاوزات زميني و هوايي ارتش عراق عليه خاك جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيده است .

اين تجاوزات از تاريخ 13 فروردين ماه 1358 يعني ، تنها 50 روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تجاوز هوايي به شهر " مهران " آغاز گشت و همچنان تا حمله گسترده عراق به ايران ادامه يافت .

مقاومت مردمي در برابر دشمن

هر چند كه عدم آمادگي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي در ابتداي جنگ براي مقابله با دشمن و عدم تجهيز نيروهاي مردمي براي حضور در جبهه ها باعث شد كه نيروهاي بعث عراق بتوانند در چند روز اول جنگ مناطق وسيعي از خاك ميهن اسلامي ايران را به تصرف خود در آورند ولي اين پيشروي بيشتر در مناطق غير مسكوني صورت گرفت و مردم جان بر كف شهرهاي جنوبي ايران بخصوص آبادان ، خرمشهر ، اهواز ، دزفول ، سوسنگرد ، ... با دستي خالي در برابر نيروهاي متجاوز تا دندان مسلح عراق مقاومت كردند و جلوي نفوذ افراد بعثي را به شهرهاي ايران گرفتند ، حماسه ها آفريدند و براي جلوگيري از سقوط شهرها تا سرحد شهادت ايستادگي كردند ، اين مقاومت و ايستادگي چونان بود كه هنوز چند روز از آغاز جنگ نگذشته بود كه سران حزب بعث و فرماندهان نظامي رژيم عراق دريافتند كه محاسبات آنها و اطلاعاتي كه به آنها داده شده بود مبتني بر واقعيت نبوده است و آنچه در اين ميان از قلم افتاده است ،‌ نيروي پر توان مردم ايران مي باشد كه چون سدي استوار در مقابل اين تجاوز ايستاده اند و لذا اميد فتح سه روزه ايران سرابي بيش نبوده است و بايد هر چه سريعتر خود را از مهلكه نجات دهند .
مقاومت و پايمردي مردم ايران و شكست رژيم عراق در رسيدن به اهداف تعيين شده اش بحدي آشكار بود كه رسانه هاي گروهي غربي كه همواره دشمني خود را به جمهوري اسلامي ايران نشان داده اند و در طول جنگ غالباً از رژيم عراق حمايت كرده اند ، يك هفته پس از آغاز جنگ مجبور شدند اعتراف نمايند كه عراق نه تنها نتوانسته به اهداف خود برسد ، بلكه تلفات سنگيني را نيز متحمل گرديده است .

روزنامه " گاردين " در شماره مورخه 5/7/59 خود پس از بيان حوادث چند روز اول جنگ چنين نتيجه گيري مي كند :

" نيروهاي مسلح عراق هفته خوبي را پشت سر نگذاشتند ، عراق نه به پيروزي هاي قابل توجهي دست يافته است و نه به پيروزي هاي سطحي بر يك دشمن كه نيروهاي نظاميش مختل و نابسامان است . "

اين روزنامه به تاريخ 7/8/59 نيز از قول خبرنگارش " ديويد فرهول " كه از روزهاي جنگ خط اول جبهه هاي جنگ عراق را مورد بازديد قرار داده بود تحليلي ارائه داده ، نوشت :

تا آنجا كه مي توان برنامه اوليه عراق را در جنگ حدس زد مي توان تنها آنرا نوعي فريب خوردگي دانست .

بسياري علائم حاكي از اين بود كه با يك يورش سريع هوايي و سرانجام با يك حمله كاري موضوع خاتمه يافته ( حكومت جمهوري اسلامي سرنگون شود ) ، و كليه وقايع توسط مطبوعات جهاني بررسي و گزارش شود .

اين برنامه يك هفته كارگر افتاد ولي بتدريج سرعت پيشروي عراق كاهش يافت و در پاره اي از موارد كاملاً متوقف ماند .صدام اشتباهاً به شورش اعراب ايران و استقبال آنها از قواي مهاجم عراق دل بسته بود ، در حاليكه : " هيچگونه طغياني از جانب آنها مشاهده نشد .

سئوالي كه باقي مي ماند اين است كه آيا رئيس جمهوري عراق يك بهانه منطقي براي توجيه شكست برنامه هايش ارائه مي دهد يا نه " . روزنامه ي " تايمز " نيز در تاريخ 9/7/59 در سرمقاله ي خود تحت عنوان " هرگز به يك انقلاب حمله نكن " چنين اظهار نظر مي كند :

" محاسبات اوليه عراق مبني بر اينكه ايران پس از سرنگوني رژيم شاه و بحران هاي داخلي ناشي از انقلاب اسلامي هم از نظر اقتصادي و هم از لحاظ نظامي تضعيف شده بود ، درست از آب در نيامد ....

آنچه را كه رهبران عراق از نظر دور داشتند . ظرفيت و آمادگي مردم ايران كه هنوز در شور و هيجان يك رستاخيز مذهبي و سياسي بسر مي بردند در جمع شدن به دور مظاهر انقلابشان بود " .

خبرنگار روزنامه ي " تايمز " در بصره نيز همان روز گزارش ميدهد : " مقاومت شديد نيروهاي ايراني در مقابل سربازان عراقي باعث ايجاد نوعي نا باوري و احساس يأس در ميان عراقي ها شده است " .

و بالاخره روزنامه " واشنگتن‌ پست " نيز حدود دو هفته پس از آغاز جنگ تحميلي مي نويسد :

" مقامات نظامي عراق كه آشكارا خسته مي نمايند و اعتماد خود را از حصول به پيروزي بر ايران از دست داده اند از كارآيي نيروي هوايي ايران و تصميم قاطع ارتش و پاسداران انقلاب ايران سخن مي گويند ، پاسداران مصمم هستند تا پاي جان بجنگند و هرگز تسليم نشوند .

يك افسر عالي رتبه عراق شكايت مي كرد كه پاسداران ديوانه وار براي رسيدن به شهادت مي جنگند " .

اگر چه مقاومت مردم آبادان در محاصره چند ماهه اين شهر و صبر و تحمل مردم دزفول و اهواز و پايمردي آنها در زير گلوله هاي توپ و بمباران هوايي و حملات موشكي غير قابل وصف است ولي مقاومت مردم مبارز خرمشهر و نيروهاي كمكي ساير شهرها كه به ياري آن ها آمده بودند و تلفاتي كه اين مردم با دست خالي به رژيم عراق وارد كردند ، حماسه ديگريست كه قلم قدرت بيان آن را ندارد و تنها مي توان گفت كه اين رزمندگان تنها با چنگ و دندان و تنها در شرايطي كه جز چند اسلحه سبك و كوكتل مولوتف دست ساز ، چيزي در اختيار نداشتند با اتكاء به خداوند بيش از يك ماه در مقابل ارتش تا به دندان مسلح عراق مقاومت كردند وحماسه آفريدند .

تشديد حمله به مناطق مسكوني

شكست هاي مفتضحانه پياپي دشمن در جبهه هاي نبرد و فرار ارتش مزدور عراق به سمت مرزهاي بين المللي موجب شد كه رژيم بعثي صهيونيستي عراق با گسترش وابستگي خود به كشورهاي سلطه گر ، عراق را با پول مرتجعين منطقه ، زرادخانه ابرقدرتها نمايد و با خريداري انواع سلاح هاي مدرن از آنجا كه توان رويارويي با رزمندگان اسلام در جبهه ها را ندارد ، مناطق مسكوني و مردم بيگناه را آماج حملات خود قرار دهد .
بدين ترتيب رژيم عراق برخلاف تمام موازين بين المللي با تمام قوا ، مناطق مسكوني جمهوري اسلامي ايران را هدف حملات هوايي ، موشكي و توپخانه خود قرار داد ، بطوريكه سرانجام جمهوري اسلامي ايران به منظور دفاع از امت شهيد پرور ايران و به منظور بر حذر داشتن رژيم عراق از ادامه اين جنايات پس از سه سال تحمل حملات دشمن به شهرها و مناطق مسكوني ، تصميم به مقابله به مثل گرفت و با اخطارهاي مكرر قبلي روز 23 بهمن ما 62 براي اولين بار شهر بصره را زير آتش توپخانه خود قرار داد .

با شروع عمليات مقابله به مثل جمهوري اسلامي ايران ، رژيم عراق سرانجام مجبور شد كه به پيام آقاي " خاوير پرزدوكوئيار " پاسخ مثبت دهد و از روز 12 ژوئن 1984 حملات خود را قطع نمايد .

ولي رژيم عراق عليرغم تعهد خود به دبير كل سازمان ملل مبني برعدم حمله به مناطق مسكوني جمهوري اسلامي ايران بارها اين تعهد خود را ناديده گرفت ، گرچه اين نقض تعهد آشكار عراق مورد تصريح هيئت اعزامي از سوي دبير كل سازمان ملل قرار گرفت ولي سردمداران اين رژيم بدون توجه به اين گزارش مجدداً در روز 13 اسفند 1363 به مناطق مسكوني حمله كرده ، شهر اهواز را مورد بمباران هوايي قرار دادند كه منجر به تجديد عمليات مقابله به مثل از سوي جمهوري اسلامي ايران گشت و جنگ شهرها را در شكل وسيعي بدنبال داشت .

اين دوره از جنگ شهرها نيز با تشديد حملات موشكي و هوايي و توپخانه جمهوري اسلامي ايران عليه عراق متوقف شد ، ولي با اطلاعات غلطي كه رژيم عراق از طريق منابع ضد انقلاب بدست آورده بود ، با اين اميد واهي كه ادامه حمله به شهرها و مناطق مسكوني ايران باعث رشد نارضايتي بين مردم نسبت به ادامه جنگ و موجب تسليم جمهوري اسلامي خواهد شد ، بار ديگر در يك طرح حساب شده بين المللي و به منظور شكستن روحيه مردم در تاريخ 2/3/64 حمله به شهرها را به شكلي گسترده تر آغاز كرد.

گر چه اين حملات در طول ماه مبارك رمضان ادمه داشت ولي نه تنها موجب شكستن روحيه مردم نشد ، بلكه در روز جهاني قدس تظاهرات ميليوني عظيم و بي نظير مردم را بوجود آورد كه خود بزرگترين ضربه به رژيم پوسيده عراق بود و رژيم عراق دريافت كه با جنگ شهرها و حمله به مناطق مسكوني ، ملت قهرمان ايران دفاع مقدس خود را رها نخواهد ساخت بلكه اينگونه اقدامات مذبوحانه به رشد مقاومت و راسختر شدن عزم آنها در ادامه نبرد منجر خواهد شد .

رژيم عراق ناقض تعهدات بين المللي

به جرأت مي توان گفت رژيم عراق پيمان شكن ترين رژيم جهان مي باشد و هيچ مقررات و ضابطه بين المللي در زمينه جنگ باقي نمانده است كه از سوي اين رژيم نقض نشده باشد . موارد نقض مقررات بين المللي از سوي رژيم عراق بسيار زياد است كه در اينجا به اهم آنها اشارت مي رود .
1- لغو يك جانبه قرارداد مرزي 1975 ايران و عراق در آستانه حمله گسترده ي نظامي به خاك جمهوري اسلامي ايران .

2- نقض بند يك ماده 33 منشور ملل متحد در مورد مراجعه به روش هاي مسالمت آميز براي حل اختلافات و عدم تمسك به قوه قهريه .

3- نقض مقررات انساني قوانين بين المللي حقوق بشر و كنوانسيون 1949 ژنو در زمينه عدم حمله ي نظامي به مناطق مسكوني و غير نظامي .

4- نقض توافق 12 ژوئن 1984 با دبير كل سازمان ملل متحد در مورد عدم حمله به مناطق مسكوني .

5- نقض كنوانسيون هاي 4 گانه ژنو در مورد رفتار با غير نظاميان ، اسراي زخمي و بيمار ، امدادگران و پزشكان ، بصورت قتل اسراي مجروح ، اعدام افراد اسير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، به اسارت در آوردن شهروندان و غير نظاميان ، به اسارت گرفتن پزشكان و امدادگران ،‌ اعمال شكنجه و انواع بد رفتاري جسمي و روحي نسبت به اسراي ايراني .

6- نقض پروتكل 1925 ژنو و كنوانسيون 1972 ژنو در مورد عدم استفاده از سلاح هاي شيميايي در جنگ .

رژيم عراق نه تنها در جبهه هاي جنگ بارها اقدام به كاربرد سلاح شيميايي كرده است ، بلكه از اين سلاح عليه مناطق مسكوني نيز استفاده نموده است . بكارگيري اين سلاح توسط رژيم عراق از سوي كميته بين المللي صليب سرخ ، دبير كل سازمان ملل ، شوراي امنيت ، دبير كل كنفرانس اسلامي مورد تأييد و تقبيح قرار گرفته است .

7- نقض كنوانسيون حقوق درياها و قطعنامه ها و توافق نامه هاي مربوط به آزادي كشتيراني در آب هاي بين المللي بصورت حمله به كشتي ها تجاري و مين گذاري آبراههاي بين المللي در خليج فارس ، بنحويكه به ادعاي خود اين رژيم تا صدها فروند كشتي تجاري در خليج فارس هدف آتش عراق قرار گرفته است .

8- نقض كنوانسيون كويت در مورد حفاظت محيط زيست خليج فارس به صورت حمله به چاه هاي نفتي دريايي كه منجر به نشت هزاران هزار بشكه نفتي از چاه هاي مزبور و آلودگي آب هاي خليج فارس و سواحل آن گرديد و حيوانات آبزي بسياري را نابود ساخت كه سرانجام با همت متخصصين ايراني پس از 230 روز مهار گرديد .

9- نقض كنوانسيون شيكاگو و پيمان بين المللي هوايي 1944 در مورد هواپيمايي آزاد بصورت حمله به هواپيمايي تجاري ، دزدي هوايي ، نسبت به خطوط هوايي جمهوري اسلامي ايران و تهديد خطوط هواپيمايي بين المللي در مورد عبور از آسمان ايران و حتي حمله به هواپيماي وزير خارجه الجزاير ، بن يحيي ،‌ در تاريخ 12/2/61 كه در مرز هوايي بين تركيه و ايران رخ داد و منجر به شهادت وي و همراهانش گرديد .

10- نقض كنوانسيون لاهه و مقررات يونسكو در مورد حفظ آثار و اموال فرهنگي و احتراز از حمله به اين آثار در زمان جنگ ، بصورت تخريب آثار باستاني جنوب ايران از جمله قلعه و موزه شوش ، بقعه دانيال نبي ،‌ آثار باقيمانده از شهر آپادانا در شوش ،‌ قلعه سلاسل ، موزه ي هفت تپه و پل باستاني شوشتر و حمله هوايي به مسجد جامع اصفهان كه از بناهاي مهم تاريخي در فرهنگ اسلامي محسوب مي شود. حمله عراق به اين مسجد مورد اعتراض مجامع بين المللي از جمله يونسكو گرديد .

11- نقض پروتكل 1970 ژنو و قطعنامه 407 آژانس بين المللي انرژي در مورد عدم حمله به نيروگاه هاي اتمي .

رژيم عراق چندين باربه نيروگاه اتمي بوشهر حمله كرد ، كه مورد اعتراض مجامع بين المللي نيز قرار گرفت .

پايان جنگ

پاسخ رسمي جمهوري‌اسلامي ايران به قطع‌نامه 598
در تير ماه 1367 سلسله جلساتي در داخل كشور با هدف اتخاذ تصميم نهايي درباره جنگ تشكيل شد . در نشست مشترك رؤساي سه قوه ، مجلس خبرگان و شوراي نگهبان شرايط سياسي نظامي كشور مورد بررسي قرار گرفت . امام راحل نيز در روز پنج‌شنبه و جمعه ، 23 و 24 تيرماه مشورت‌هايي را به‌صورت جداگانه انجام دادند . ولي نشست اصلي بر اساس دستور امام و با حضور تني چند از شخصيت‌هاي مهم كشور در روز شنبه 25 تير 1367 ، تشكيل شد . امام در پيامي به اين جلسه كه مرحوم حاج‌سيداحمدخميني قرائت كرد ، ضمن بيان نظرات خود ، تصميم‌گيري در مورد آينده جنگ را به جلسه واگذار كردند . چند روز پس از آن آقاي هاشمي در اين باره گفت:

" طي دو سه روزه گذشته ، جلسات متعددي با حضور سران كشور تشكيل شده و جمع‌بندي تمام اين جلسات به حضور امام رسيده است . طي بحث‌هايي كه صورت گرفت ، مجموعه شرايط ، جمهوري‌اسلامي را به اين نتيجه رساند كه براي مصلحت انقلاب قطع‌نامه 598 پذيرفته شود.

بدين ترتيب ، در جلسه‌اي كه به رياست رئيس‌جمهور وقت ، آيت‌الله‌خامنه‌اي و با حضور مسئولان عالي‌رتبه كشور در 26 تير 1367 تشكيل شد ، پايان جنگ با پذيرش قطع‌نامه 598 به تصويب رسيد و امام راحل بر آن صحه گذاشتند و پذيرفتند كه قبول قطع‌نامه به صلاح نظام و انقلاب است. درپي اين تصميم رئيس‌جمهور در نامه‌اي به دبيركل سازمان‌ملل نوشتند:

ايران تصميم گرفته است كه رسماً قطع‌نامه 598 شوراي‌امنيت را به خاطر اهميتي كه براي حفظ جان انسان‌ها ، برقراري عدالت و صلح و امنيت منطقه و بين‌المللي قائل است ، بپذيرد.

خاوير پرزدكوئيار ، دبيركل سازمان‌ملل نيز روز دوشنبه اعلام كرد ، ايران قطع‌نامه 598 را رسماً و بدون قيد و شرط پذيرفته است . وي بلافاصله از رئيس شوراي‌امنيت درخواست كرد تا اعضاي شوراي‌امنيت را براي مشورت گرد هم آورد . وي همچنين ، اظهار اميدواري كرد كه يك هفته تا ده روز ديگر آتش‌بس برقرار شود.

پیوندها